| |
| جمعه 13 مرداد ماه سال 1385 |
| ۳۴۵ |
تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ...
تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ...
تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم ...
تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ...
تنهایی را دوست دارم زیرا.... در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار
کشیدنم را پنهان خواهم کرد
|
|
| |
| پنجشنبه 12 مرداد ماه سال 1385 |
| ۳۴۴ |
آن کس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد
رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها
همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم
|
|
| |
| پنجشنبه 12 مرداد ماه سال 1385 |
| ۳۴۳ |
دختر کوری تو این دنیای نامرد زندگی میکرد .این دختره یه دوست پسری
داشت که عاشقه اون بود.دختره همیشه می گفت: اگه من چشمامو
داشتم و بینا بودم همیشه با اون می موندم یه روز یکی پیدا شد که به اون
دختر چشماشو بده. وقتی که دختر بینا شد دید که دوست پسرش کوره.
بهش گفت :من دیگه تو رو نمی خوام برو. پسر با ناراحتی رفت و یه لبخند
تلخ بهش زد و گفت :
مراقب چشمای من باش
|
|
| |
| پنجشنبه 12 مرداد ماه سال 1385 |
| ۳۴۲ |
روی تخته سنگی نوشته شده بود :
اگر جوانی عاشق شد چه کند؟
من هم زیر آن نوشتم :
باید صبر کند.
برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته من کسی نوشته بود :
اگر صبر نداشته باشد چه کند؟
من هم با بی حوصلگی نوشتم :
بمیرد بهتر است.
برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم. انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ای باشد. اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم
|
|
| |
| پنجشنبه 12 مرداد ماه سال 1385 |
| ۳۴۱ |
میشه مثل یه قطره اشک بعضی هارو از چشمات بندازی
ولی هیچوقت نمیتونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن
بعضی ها از چشات جاری میشه
|
|
| |
| چهارشنبه 11 مرداد ماه سال 1385 |
| ۳۴۰ |
عشق یعنی
آرام آرام غرق شدن در دریای تنهایی
|
|
| |
| چهارشنبه 11 مرداد ماه سال 1385 |
|

|
|