حرفهــــــــــای یه دختــــــــــر غمگین

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . تقدیم به همه کسانی که جوابشان بی وفائی یار بوده است. . . . . . . . . . . . . . .

حرفهــــــــــای یه دختــــــــــر غمگین

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . تقدیم به همه کسانی که جوابشان بی وفائی یار بوده است. . . . . . . . . . . . . . .

۳۴۳

 

دختر کوری تو این دنیای نامرد زندگی میکرد .این دختره یه دوست پسری

 

 داشت که عاشقه اون بود.دختره همیشه می گفت: اگه من چشمامو

 

داشتم و بینا بودم همیشه با اون می موندم یه روز یکی پیدا شد که به اون

 

دختر چشماشو بده. وقتی که دختر بینا شد دید که دوست پسرش کوره.

 

بهش گفت :من دیگه تو رو نمی خوام برو. پسر با ناراحتی رفت و یه لبخند

 

تلخ بهش زد و گفت : 

 

 

مراقب چشمای من باش

 

 

 

نظرات 3 + ارسال نظر
محمود پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 18:57 http://hadiseeshghe.blogsky.com

هیچی ندارم بگم ....!!!!!!!!!!!!!!!!

بهرام پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 17:41 http://bavarha.blogsky

سلام خیلی جالب بود موفق باشی

پویا پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 17:40 http://www.pooyamcs.blogsky.com

سلام
خیلی قشنگ بود
اسمش چشمای نامهربان باید باشه نه؟

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد