-
۱۴۸
جمعه 2 تیرماه سال 1385 09:14
ر ند خداوندا اگر روزی گذر کردی , زحال ما خبر کردی و با چشمان خود نامردی ها را نظر کرد پشیمان میشوی از قصه خلقت از این بودن
-
۱۴۷
جمعه 2 تیرماه سال 1385 09:12
ها به او بگویید من تنهایم ؛ می دانم که می داند ولی تو باز هم بگو شاید . . .
-
۱۴۶
جمعه 2 تیرماه سال 1385 00:26
بدترین شکل تنهایی آنست که در کنار او باشی و بدانی که هر گز به او نخواهی رسید
-
۱۴۵
جمعه 2 تیرماه سال 1385 00:25
اگر روزی قرار باشد عقل را بخرند و بفروشند همه ما به تصور اینکه عقل زیادی داریم فروشنده خواهیم بود
-
۱۴۴
جمعه 2 تیرماه سال 1385 00:24
می دونی لذت زیر بارون بودن چیه؟ این که کسی اشکاتو نمی بینه . . .
-
۱۴۳
جمعه 2 تیرماه سال 1385 00:22
اگر کسی گفت برایت می میرم دروغ میگوید ، کسی راستگوست که برایت زندگی کند
-
۱۴۲
جمعه 2 تیرماه سال 1385 00:21
همه مردم از خوشبختی حرف میزنند ولی کمتر کسی است که معنای آن را بداند
-
۱۴۱
جمعه 2 تیرماه سال 1385 00:17
عاشــقت بودم و دیــــوانه حسابم کردی آشنــــــا بودم و بیــــگانه خطابم کردی گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم ، که غم دل برود تا تو بیـایی
-
۱۴۰
پنجشنبه 1 تیرماه سال 1385 18:44
رفیقان یک به یک رفتند ما را در خود رها کردند همه خود درد من بودند گمان کردند که همدردند
-
۱۳۹
پنجشنبه 1 تیرماه سال 1385 16:58
ای یار گمشده من در سکوت خلوت شبهای تلخ خویش در جستجوی تو مرغ خیال را پرواز می دهم همراه هر نسیم ؛ به هر سو می دوم نام تو را به زمزمه عاشقانه ای آواز می دهم
-
۱۳۸
پنجشنبه 1 تیرماه سال 1385 11:39
دوستت دارم و دانم که توئی دشمن جانم ازچه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم
-
۱۳۷
پنجشنبه 1 تیرماه سال 1385 11:38
چو دلم ربودی اول به پیام آشنائی گنهم چه بود آخر که کنی چنین جدائی؟ تو بهر طریق خواهی بکش و بریز خونم که حلال کردم اما نه به تیغ بی وفائی
-
۱۳۶
پنجشنبه 1 تیرماه سال 1385 11:35
یک بار خواب دیدن تو به تمام عمر می ارزد پس نگو ؛نگو که رویا دیدن تو خوش نیست گر چه به ظاهر خستم ولی دل دریاست ؛ تاب و توانش بیش از این است؛ دوستت دارم و تاوان آن هر چه باشد؛باشد.دوستت خواهم داشت بیشتر از دیروز؛باکی ندارم از هیچ کس؛ زیرا که من تو را دارم .
-
۱۳۵
پنجشنبه 1 تیرماه سال 1385 11:30
گفتی شتاب رفتنم برای توست گفتم آهسته رو که دلم زیر پای توست
-
۱۳۴
پنجشنبه 1 تیرماه سال 1385 11:28
تویی تنها بهونه واسه موندن
-
۱۳۳
پنجشنبه 1 تیرماه سال 1385 11:27
اومدی مثل کبوتر روی بام من نشستی دل من قفس نبودپس چرا اونو شکستی
-
۱۳۲
پنجشنبه 1 تیرماه سال 1385 11:26
آدما مثل فصل پائیز هزار رنگند
-
۱۳۱
چهارشنبه 31 خردادماه سال 1385 20:08
حیف از تو که ارباب وفا را نشناسی ما یار تو باشیم و تو ما را نشناسی
-
۱۳۰
چهارشنبه 31 خردادماه سال 1385 20:07
رفتی ؛ پر کشیدی دل نشست و گریست
-
۱۲۹
چهارشنبه 31 خردادماه سال 1385 20:06
سلام تنها بهونه واسه نفس کشیدن هنوزم پر می کشه دل واسه به تو رسیدن
-
۱۲۸
چهارشنبه 31 خردادماه سال 1385 20:04
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با منت و خاری پی شبنم نمی گردم
-
۱۲۷
چهارشنبه 31 خردادماه سال 1385 14:00
ای کاش فرصتی بود حتی برای یک بار با تو نفس کشیدن می شد دوباره تکرار
-
۱۲۶
چهارشنبه 31 خردادماه سال 1385 14:00
گل بارون زده من گل یاس نازنینم میشکنم پژمرده می شم نذار اشکاتو ببینم
-
۱۲۵
چهارشنبه 31 خردادماه سال 1385 13:56
نفرین خدا بر من اگر راه تو پویم نفرین خدا بر من اگر نام تو گویم نفرین خدا بر من اگر از دل رسوا نام تو و یاد تو و مهر تو نشویم
-
۱۲۴
چهارشنبه 31 خردادماه سال 1385 13:56
ای کاش که من خطا نمی کردم دل را به تو آشنا نمی کردم کاش اول آشنایی ما بود تا با تو به جز جفا نمی کردم
-
۱۲۳
چهارشنبه 31 خردادماه سال 1385 08:34
دیدی دلم شکست دیدی که این بلور درخشان عمر من بازیچه بود دیدی چه بی صدا دل پر آرزوی من از دست کودکی که ندانست قدر آن افتاد بر زمین دیدی دلم شکست . . .
-
۱۲۲
چهارشنبه 31 خردادماه سال 1385 08:33
به او با اشک خون گویم مرو ؛من بی تو می میرم
-
۱۲۱
چهارشنبه 31 خردادماه سال 1385 08:33
تو ای جان دل من ؛ هستی من تو ای در شام غمها مستی من تو ای بنشسته با خون در وجودم تو ای امید و عشق و تار و پودم تو در چشم منی ؛هرجاکه هستم تو را هرجا که هستی می پرستم
-
۱۲۰
چهارشنبه 31 خردادماه سال 1385 08:33
تا ریشه در آب است امید ثمری هست
-
۱۱۹
چهارشنبه 31 خردادماه سال 1385 08:33
من چو گل که به اشک شب و لبخند سحر محتاجست ؛ به تو روشنگر جان محتاجم